به نام خدا
سلام ای امام هشتم ،ای امام رئوف، ای امامی که دل لطیفی داری
که به بچه آهویی رحم کردی.صبح ها همزمان با طلوع آفتاب وقتی
پنجره ی اتاقم را که به سمت بارگاه ملکوتی ات و رو به مشرق باز
می شود را می گشایم ،دستم را روی قلبم می گذارم ، از راه دور
به تو سلام می کنم و صلوات می فرستم. هر روز از خدا می خواهم
زیارتت را نصیبم گرداند شاید که بتوانم در بارگاه نورانی ات به آرامش
برسم و عقده های دلم را آن جا خالی کنم . احساس من این است که
فقط در جوار تو آرام می شوم و تنها تویی که بی منت به دردودل های
من گوش می دهی . خوب می دانم با تمام زیاده خواهی ام وقتی باز هم
به تو پناه می آورم و توسل می جویم باز هم پذیرای من هستی. راستش
را بخواهی به کبوترهای حرمت ، به پیرمردی که به کمر خمیده از پله های
باریک نقاره خانه بالا می رود ، به زائرانی که از راه های دور از کشورهای
دیگر برای پا بوست آمده اند، به همه ی آنها حسودی ام می شود؛حتی به
آهویی که ضامنش شدی . بله با خودم می گویم یعنی من به اندازه ی هیچ
کدام از آنها نیستم که حضرت صدای مرا بشنود ودعای مرا اجابت کند؟ بعد
آن جاست که تو را به جان مادرت و پسرت (جواد)قسم می دهم چون شنیده ام
درمقابل این دو قسم است که بنده ای را بدون جواب بر نمی گردانی اول از همه
هم دعایم این است:اللهم عجل لولیک الفرج!
مریم حسن زاده - 14
برچسب: یا ضامن آهو,یا ضامن آهو کیمیاوی,یا ضامن آهو مدد,
نویسنده: رضا نیکفر